این مطلب را از وبلاگ دوستمون نقل قول می نماییم

http://mikalnews.blogfa.com/

با سپاس

پس از ظهور اسلام که اعراب به ایران حمله کردند، با شکست سنگین خسروپرویز سلسله ی ساسانیان سقوط کرد و با گسترش روز افزون دین اسلام در خاک ایران، اعراب نفوذی صد چندان به ایران پیدا کردند و سرتاسر سرزمین ایران به دست اعراب افتاد.اما یکی از مناطقی که سرسختانه در مقابل هجوم اعراب ایستادگی نمود، شمال ایران و به ویژه سرزمین گیلان بود. . در رشته کوه های جنوبی دریای کاسپی مردمانی که آنها را کاسها ، کادوس ها و آمارد ها (ساکنان گیلان و غرب مازندران امروزی) و تپوریان( ساکنین مازندران شرقی و مرکزی امروزی)  تشکیل می دادند برای دفاع از وطن و استقلال خود اعراب (نه تنها اعراب بلکه تمام مهاجمان تاریخ این سرزمین) را به سرزمین خود راه ندادند و با تمام وجود و بمانند همه ی تاریخ گذشته خود استقلالشان را حفظ کردند. پس از چندی تپوریان با اعراب صلح نمودند ولی دیلمیان برخلاف تپوریان در دفاع از وطن و مقابله با اعراب بسختی ایستادگی نمودند و به دلیل پیش بینی برنامه های یورشی اعراب، به زندگی آزاد در کوهستان خود اکتفا نکردند و در فرصتهای مناسب بر اعراب تاخته و تا پای جان سعی نمودند که آنها را از خاک ایران بیرون برانند.

نخستین جنگ دیلمیان با تازیان بنا به روایتی معروف در سال 22 هجری تو سط موتا سردار یا پادشاه دیلمی بود. مهتا یا موتا سردار بزرگ دیلم که از جانب گیل گیلانشاه (معروف به گاوباره که فرزند گیلانشاه بن فیروز از سلسله گاوبارگان یا گابرگان که تختگاهش فومن بود) به مقام مرزبان پتشخوارگر منصوب شد که این در زمان پادشاهی یزدگرد سوم بود. مهتا پس از جنگ نهاوند که تازیان آنرا "فتح الفتوحش" خوانده اند، سخت متأثر شد و تصمیم گرفت تازیان را از کشور ایران براند. نیت خود را با فرماندهان کل سپاه ایران که فرخان زیبندی ، سردار سپاه ری و اسفندیار فرخزاد (برادر رستم، سپهسالار معروف ایران بودکه چندی پیش در جنگ قادسیه به دست تازیان کشته شده بود) سردار سپاه آذربایگان در میان گذاشت و آنان را به همکاری دعوت کرد. آنان نیز این دعوت را پذیرفتند. اما سپهسالاری همه این لشکر و فرماندهی جنگ به عهده موتا پیشوای دیلمیان بود. آنان با هم متحد شدند و فرماندهی مهتا -که مقام مرزبانی پتشخوارگر بود- را پذیرفتند و به تمرکز نیروها در حوالی دشتبی(دستبی یا دشتپی) و تقسیم وظایف پرداختند و همگی آماده یورش به تازیان شدند.

در این هنگام حکمرانی همدان بر عهده نعیم بن مقرن بود و بنا داشت پس از تحکیم موقع خود به سوی ری بتازد و آنجا را تصرف کند. در این هنگام یزدگرد غرب ایران را رها کرده و واگذار کرده بود. نعیم بن مقرن که آمادگی و گرد آمدن این لشکرها را شنید ، به سختی هراسناک شد و نامه ای به عمر خلیفه دومشان نوشت. وی با تمام قوایش از همدان گریخت و مهتا نخستین حمله را به قوای تازیان در دشت «دستبی(دشتبی)» انجام داد. در ناحیه «واجرود» و به روایتی در منطقه «داکان و جرندف» که بین قزوین و همدان واقع است جنگیسخت در گرفت که طبری در توصیف این جنگ در کتابش می گوید در سختی بزرگی، تلفات و جانکاهی کمتر از جنگ نهاوند نبود. افراد زیادی از دو قوا از دست رفتند که از جمله آنها مهتا فرمانده کل قوای سه گانه ایرانیان و امیر دیلمیان بود که بر سر ایمان خود و میهن پرستی به خاک افتاد تا خاک میهن را به مهاجمان ندهد.( البته به روایتی دیگر در ابتدا این جنگ را مهتا و یارانش به سود خویش به پایان بردند و تازیان را در محاصره قرار دادند. ولی نعیم بن مقرن با رشوه دادن و خریدن یک قوم کوچک نیروهای خود را در یکی از شبها به پشت نیروهای ایرانی رساند و با باز کردن آب سد در سرمای اوایل زمستان موجب کشته شدن مهتا شد).

کشته شدن مهتا باعث شد کهسپاه ایران تاب ایستادگی نیاورده ، به سرعت پراکنده شوند و هر دسته راه ولایت خود پیش گرفت.لشکریان فرخان زیبندی به سوی ری و لشکریان اسفندیار فرخزاد به جانب آذربایجان راه پیش گرفتند. جنگجویان دیلم نیز عقب نشینی کرده و در ناحیه «ابهررود» به تجدید قوا پرداختند و به خاطر میهن و به یاد مهتا دوباره آماده پیکار شدند و به جنگ پرداختند و البته این نبرد نیز چاره ای درپی نداشت و به پیروزی اعراب منتهی شد. تازیان به فرماندهی عتبة بن قرمد و بشیر بن عبدالله فرصت یافتند به دنبال سپاه اسفندیار به سوی آذربایجان برانند. در این ماجرا اسفندیار به چنگ تازیان افتاد که از اطلاعاتش در جنگهای بعدی استفاده شد. فرخان نیز با اعراب به کنار آمد. اما دیلمیان به فرمان پادشاه گیل گیلانشاه به جنگهای دفاعی و یورشی ادامه دادند.گرچه این جنگ به شکست منتهی شد و سردار دیلمی به خون غلتید، ولی نام دیالمه و رشادتها و دلیری های آنان را برای همیشه در تاریخ ایران پر آوازه و ماندگار ساخت. از وقایع جالب دوران جنگ دیلمیان با تازیان گفتگوی حجاج با نمایندگان دیلمی و تهدید آنها است. زمانی که او نقشه تهیه شده از دیلمستان را به سفیران دیلمی نشان داد و فتح سرزمین دیلم را کاری آسان خواند آنان در پاسخ گفتند: "نقشه درستی از شهرهای ما کشیده اند، جز این که نقشه کشان چهره سوارانی را که از این گردنه ها و کوه ها نگهبانی می کنند نکشیده اند و تازه پس از این که در جنگ با آنها رو به رو شدی، آنان را خواهی شناخت."

دژ قزوین پس از چند بار زد و خورد بین اعراب و ایرانیان سرانجام در زمان خلافت عثمان فتح و به عنوان پایگاه و یک شهر مرزی مورد توجه اعراب قرار می گیرد تا بتوان برای حمله به دیلم و سرکوب شورشهای منطقه از آن بهره بجویند. اعراب و دستگاه خلافت برای آنکه بتوانند بر سراسر ناحیه دیلم دست یابند به منظور تقویت نیروی خود در قزوین دست به تبلیغات علیه دیلمان زدند. بدین سان تا اواخر قرن سوم میان دیلمیان و مسلمانان جنگ برقرار بود و  این جنگ ها بیش از دویست و پنجاه سال به طول انجامید. پس از سقوط دولت "آل گاوباره" در سال 142هـ.. ق. منطقه رویان، مرز شرقی گیلان تا مدت ها تحت سلطه اعراب بودتا وقتی که امیران و شهریارانی چونونداد هرمز،مردآویج و آل بویه از آنها برخاستند و بر اعراب مستولی شدند و خلیفه وقت را به زیر افکندند و خلیفه ای فرمان بردار را دست نشانده خود کردند.

 

به گزارش تاریخ نویسان، گیلان تنها منطقه ای از ایران بود که تازیان هرگز نتوانستند آنرا فتح کنند که سرمشق فداکاریهای دیلمیان همان تعرض و دفاع مهتا بوده است. بر خلاف تمام نقاط دیگر ایران ( و جهان) فقط هنگامی که به خواست و اراده ی خود اسلام را پذیرفتند اعراب توانستند به این منطقه وارد شوند و جالب اینکه از آن پس دیلمستان به مأمن و پناهگاهی برای علویان و پایگاه محکمی برای اسلام مبدل گشت و این خود گویای این مطلب است که دیلمیان هرگز اسلام ستیز نبوده اند بلکه در مقابل اعراب به عنوان مهاجمان سرزمین خود به جنگ می پرداختند تا بمانند همه ی تاریخ آزاد و مستقل بمانند. (نخستین علوی که رابطه با دیلمیان پیدا کرد " یحیی بن عبدالله " از نوادگان امام حسن بن علی و برادر نفس زکیه بود که در سال 175 ه. ق. در زمان خلیفه هارون الرشید به دیلمستان پناه آورد. دو برادر یحیی بنامهای محمد و ابراهیم در زمان منصور یکی در مدینه و دیگری در بصره شهید شده بودند.  منصور ، عبداله پدر یحیی را با چند تن از عموهایش در زندان با شکنجه کشته بود.)

به نظر میرسد نام حقیقی سردار آن روزگار گیلان « مهتا » بوده که عرب آن را « موتا » دانسته و در اشعار و روایات یا تاریخ به همان صورت موتا ثبت شده است.

به هر حال سردار مهتا یا موتا کسی بود که در راه دفاع از وطنش برخواست اما آن گونه که باید نامش را ارج ننهادند. نام و یاد مهتا و مهتاهایی که به خاطر میهن به خاک افتادند گرامی و پاینده باد.

در پایان شعری از فخرالدين اسعد گرگاني که در آن به شرح شکوه ديلمستان و دلیری و شجاعت مردمان آن پرداخته و می گوید:

ز قزوين در زمين ديلمان شد ------ درفش نام او بر آسمان شد

زمين ديلمان جايي است محكم----- بدو در لشگري از گيل و ديلم

بتازي شب از ايشان ناوك انداز ------ زنند از دور مردم را به آواز

+ نوشته شده توسط حمید در شنبه یکم شهریور 1393 و ساعت |
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 و ساعت |

تونل زیر زمینی در دهکده میکال دیلمان

این تونل یا سمج که گویا فرارگاه قدیمی دهکده میکال یا فرارگاه قلعه قدیمی این دهکده بوده است ، یک سر آن در طویله [مرحوم] حاجی طهماسبی معروف به پورمهدی و یک سر آن لب رودخانه است .


سمج = هر مجرای زیرزمینی . کان . معدن . مجرای فاضلاب (به نقل از فرهنگ ناظم الاطبا)


این دو خطی که در بالا نوشته شد مطلبی بود بی کم کاست از دکتر ستوده . این مطلب را تا به اینجا داشته باشید تا در زمانی دیگر به بحث درباره آن بپردازیم .

+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 و ساعت |
مطلب ارمغان تلخ کارخانه سیمان برای مردم دیلمان را می تونید در سایتهای زیر بخوانید . (برای دیدن در هر سایت رو نام مربوطه کلیک کنید)

دیلمستان

در سیاهکل

لاهیگ

تی نیوز

+ نوشته شده توسط حمید در شنبه بیست و دوم تیر 1392 و ساعت |

جناب آقای ندیمی نماینده محترم شهرستانهای لاهیجان و سیاهکل اجازه دهید اندکی رک و بی پرده از سوی جمعی از مردم رنجیده دیلمان با شما سخن بگویم . خدمات شایسته شما در سالهای گذشته و در منصب نمایندگی مجلس شورای اسلامی آنچنان برای مردم دیلمان دلنشین و گوارا بود که در انتخابات قبلی حتی بر سینه نماینده سابق و بومی خود دست رد نهادند . آری این مردم به حقیقت دریافته بودند که خدمتگزاران و مدیران شایسته الزاما نباید هم محلی هایشان باشند . از شما چه پنهان، بودند دیلمیانی که در جهت اعتلای دیلمستان بی هیچ چشم داشتی برای پیروزی شما بسیار تبلیغ نموده اند . امروز نیز چشم امید این مردمان دگربار به مدیریت سازنده شما دوخته شده است .

آن روز که داستان احداث کارخانه سیمان در دیلمستان بر سر زبانها افتاد بسیاری از مردمان این خطه ، خوشحال و سرمست از اشتغال دو هزار نفری دیلمیان در سرزمین آبا و اجدادی خود سخن می گفتند . اگر چه تجربه کم من گواهی می داد هیچ کارخانه سیمانی اشتغالی اینچنینی ندارد اما امید به روزهای خوش آینده همچنان نگاه ما را به سوی شما نگاه داشت . روزها گذشت و گذشت تا به امروز ، امروزی که نه تنها شیرینی امید دیروز را به همراه نیاورده که بار یاس فردایی شاید تلخ را ملازم خود ساخته است . امروز نه تنها خبر از اشتغال قابل توجه جوانان منطقه در کارخانه مذکور نیست بلکه این مردم همان داشته های اندکشان را نیز به یغما رفته می بینند . آری داستان این روزهای جاده دیلمان داستان تلخ مظلومیت دیلمیان است . داستان ارمغان تلخ ناخواسته کارخانه سیمان برای مردمان من . زیرسازی شاید نه چندان مطلوب جاده در گذشته و یا شاید هم توقع و انتظار بیش از حد از این زیرساخت اساسی منطقه ، تصاویری را در طول مسیر سیاهکل به دیلمان خلق نموده که دل هر بیننده ای را به درد می آورد . اینکه چند خودرو به طرق مختلف و ناگهانی از این ارمغان تلخ نصیب برده اند آماری نمی توان یافت ، اما بدیهی است اگر چاره ای عاجل برای این مسئله اندیشیده نشود این جاده دیگر کسی را خوشحال به مقصد نخواهد رساند .

در سالهای گذشته همگام با پیشرفت ساخت کارخانه ، خبرهایی مبنی بر احداث جاده مناسب برای ماشینهای سنگین کارخانه خیال مردم منطقه را تا حدودی آسوده کرده بود . اما صد افسوس دامنه عمل این خبر تنها صفحه اینترنت بود و کاغذ نشریات . امروز نیز افتتاح کارخانه سیمان تمام کورسوهای امیدمان را به ناگاه به یاسی دلسردکننده تبدیل کرد ، چرا که ترمیم و اصلاح جاده آن هم در قسمت کوتاهی از راه در نزدیکی های سیاهکل و با سرعتی نه چندان دلچسب را نمی توان گامی اساسی ارزیابی نمود . این ترمیم ها تنها مرهم کوچکی است بر پیکره زخم خورده این جاده شصت کیلومتری . پس به این مردم حق دهید آینده جاده شان را با کارکرد بیشتر کارخانه سیمانی که هیچ نفع مستقیمی برایشان ندارد تیره تر از این پیش بینی کنند . جناب آقای ندیمی اینک چشم امید ما دگربار به سوی شماست تا راه حلی مناسب برای این مشکل بیابید . درخواست از دست اندرکاران کارخانه سیمان برای حمل بار توسط خودروهایی با ظرفیت کمتر تا رسیدن به محل مناسب و همچنین تسربع در بازسازی نقاط آسیب دیده جاده و تعجیل در احداث جاده مناسب از سمت برسر می توانند گزینه های مناسب و قابل بررسی برای شما و سایر دلسوزان این مردم باشد . امید است با بررسی های همه جانبه شما در آینده ای نه چندان دور  شاهد رفع این مشکل بزرگ منطقه باشیم .


ارمغان تلخ کارخانه سیمان برای مردم دیلمان
ارمغان تلخ کارخانه سیمان برای مردم دیلمان

+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه هجدهم تیر 1392 و ساعت |
نتایج انتخابات چهارم شوراها در روستای میکال به نقل از وبلاگ "میکال" به شرح زیر می باشد :

1- مختار قربانی 148 رای              2 - علیرضا عباسی 103 رای         3 - محسن نباتی 102 رای

4 - شکوفه کشت پرور 69 رای        5 - حسین عاشوری 58 رای         6 - رمضان خسرو پور 43 رای

و البته همراه با سه انصرافی (منوچهر قربانی، علی نعمتی و اسماعیل سهرابی) .

ضمن تبریک به آقایان قربانی، عباسی و نباتی و آرزوی موفقیت ایشان در انجام وظایف محوله، از تمامی دوستداران میکال دعوت می نماییم در راه اعتلای روستا با این عزیزان همکاری نمایند.

نتایج انتخابات ریاست جمهوری به نقل از همان وبلاگ در روستای میکال و همچنین بخش دیلمان و پیرکوه نیز در ادامه آورده شده است .

دیلمان و پیرکوه

کل آرای ماخوذه صحیح : 9110 رای

1 - دکتر حسن روحانی 3970 رای            2 - دکتر محمد باقر قالیباف 2478 رای

3 - دکنر سعید جلیلی 1317 رای             4 - دکتر محسن رضایی میرقائد 789 رای

5 - دکتر علی اکبر ولایتی 424 رای           6 - مهندس سید محمد غرضی 132 رای

میکال

1 - دکتر حسن روحانی 132 رای              2 - دکتر سعید جلیلی 109 رای

3 - دکتر محمد باقر قالیباف 36 رای           4 - دکتر محسن رضایی میرقائد 16 رای

5 - مهندس سید محمد غرضی 6 رای       6 - دکتر علی اکبر ولایتی 3 رای

یکی از نکات جالب این نتایج، آرای نسبی بالای آقای جلیلی در روستای میکال در مقایسه با نتایج کل کشور و حتی منطقه دیلمان است . شکی نیست که آقای جلیلی کاندید اول طیف اصولگراها بودند . جالب اینجاست حتی در مقایسه با منطقه دیلمان (یعنی همفکران و هم فرهنگان مردم روستای میکال) که آرای آقای قالیباف تقریبن دو برابر آقای جلیلی است در روستای میکال برخلاف آن آرای آقای جلیلی تقریبن سه برابر آقای قالیباف است . بگذارید خلاصه اش را بگویم میکال را بدون شک باید یک روستای اصولگرا دانست .

+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه چهارم تیر 1392 و ساعت |